مرتضى مطهرى

114

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نيست و نخواهد آمد ، مانند مرحوم شيخ فضل اللَّه نورى . به هر حال يك چنين جريانى به وجود آمد و چه حوادث تلخ و خونينى به وجود آورد ! مجتهدين كشته شدند ، مردى مانند آقا شيخ فضل اللَّه نورى به‌دار زده شد . اين يك امر كوچكى نيست . مرحوم نورى مرد بزرگى بود ، مجتهد مسلّم و تا حدودى كه شنيده‌ايم مرد بسيار پاك و باتقوا و عادلى بود ، مجتهد مسلّم العداله و عادل مسلّم الاجتهاد بود . ما مطلب را از يك زاويهء بالخصوصى مىخواهيم مطالعه كنيم ، يعنى آن را تفكيك مىكنيم از عوامل خارجى و از اين جهت كه آيا ايرانِ آن روز مستعد مشروطيت بود يا نبود . جايى غير از مملكت خودمان و زمانى غير از زمان خودمان را فرض مىكنيم ؛ يعنى يك كشور اسلامى را فرض مىكنيم كه در آن مردم مستعد هستند يعنى مىفهمند كه مشروطيت يعنى چه ، چون در آن موقع اغلب مردم نمىدانستند كه مشروطيت چيست « 1 » . مستعد نبودن ملت يعنى اينكه نمىفهميد . ما مىخواهيم فرض كنيم يك كشورى را كه مردمش مىفهمند . همچنين فرض كنيم كه عوامل خارجى وجود ندارد ، سوء نيتى در كار نيست . آيا مشروطيت با قانون اسلام انطباق دارد يا نه ؟ اين يكى از آن مسائلى است كه تا ما آن را بررسى نكنيم ، آن جريان جمود و جهالتى كه عرض كرديم كاملًا حلّاجى نمىشود . بعضىها از همين نظر مجرّد ، قطع نظر از عوامل خارجى مىگويند مشروطيت بر خلاف دين اسلام است ، يعنى دين اسلام با مشروطيت سازگار نيست . ناچار بايد بگويند با استبداد سازگار است يا لااقل با استبداد سازگارتر است . چرا ؟ تا تعريف نشود كه مشروطيت چيست ، نمىشود بحث كرد . تعريف مشروطيت معناى مشروطيت اين است كه مملكت احتياج به يك سلسله تصميمات دارد ؛ يعنى

--> ( 1 ) مىآمدند درِ خانهء مردم مىگفتند آيا مىدانيد مشروطيت چيست ؟ اگر مملكت ، مشروطه بشود نانهاى سنگك بزرگ با كباب به خانهء شما مىآورند . يك مرد ساده لوحى مىگفت : عجب ! مشروطه يعنى شما مىخواهيد مشروطه خانم را بياوريد اينجا و او را پادشاه كنيد . و از اين جريانها زياد بوده است كه نه آن كسى كه به نفع مشروطيت مبارزه مىكرد مىفهميد چه مىگويد و نه آن كسى كه به نفع استبداد كار مىكرد مىفهميد دنبال چه مىرود .